شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

130

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

و كسى نمىداند ؛ به يقين دان كه اين بر مردمان پنهان نخواهد ماند ، با وجود اين سرزنش « 112 » نفس ترا ، پرهيز كن از براى خدا و شرم دار از مردمان ، و نگاه دار وصيت را ، و بشنو از حكما ، و يادگير ، و كوشش كن به تحصيل نام نيك . چه خوب و پسنديده است شهوت‌هاى مباح ، و چه قبيح است شهوت‌هاى بد . 11 ، 150 - و گفت : ملاحظه نمائيد و بپرهيزيد « 113 » از سخن‌چينى ، و اگر چه راست باشد ، به درستى كه بيشترين مردمان حق را نمى [ 39 - الف ] شناسند . 11 ، 151 - افلاطون به سقراط نوشت كه سه چيز از تو مىپرسم ، اگر جواب بر وجه صواب يافتم ، شاگردى تو اختيار مىكنم . 11 ، 152 - سقراط نوشت كه : سؤال كن از هر چه مىخواهى ، و خداست ياىدهنده « 114 » . پس افلاطون نوشت كه : كدام يك از مردمان سزاوارتراند به رحم ، و چه وقت كارهاى مردمان ضايع و خراب مىگردد ، و به چه چيز كسى به نعمت مىرسد ؟ 11 ، 153 - جواب داد كه : سزاوارترين مردمان به رحم « 115 » سه كس‌اند : نيكى كه محكوم حكم بدى باشد كه او هميشه حزين و غمگين است از آنچه مىبيند و مىشنود ، و عاقلى كه مدبرش جاهل باشد كه در اين هنگام روزگارش به تعب و غمزدگى مىگذرد ، و كريمى كه محتاج لئيمى شود كه تمام ايام در خضوع و خواريست . و ضايع شدن كارهاى مردمان وقتى است كه راى و صوابديد نزد كسى باشد كه ازو به تن برندارند و قبول نكنند و سلاح « 116 » و آلات حرب نزد كسى باشد كه به عمل نتواند آورد ، و مال پيش كسى باشد كه از آن فايده نيابد و رسيدن به

--> ( 112 ) د : با وجود سرزنش . ( 113 ) - د : ملاحظه كند و بپرهيزيد . ( 114 ) - اساس و س : « پس » ندارد . ( 115 ) - د : به ترحم . ( 116 ) - د : برندارد و قبول نكند و سلاح . اساس و س : و سلاح .